جلال جلالى زاده

93

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

امر اول شمرده مىشود و حكم را به ماقبل از حكم آن برمىگرداند . ب - وضع حكم تكليفى مانند ايجاب يا ندب يا اباحه يا تحريم و يا كراهت تا جانشين حكم شرعى منسوخ شود ، مانند نسخ روكردن به سوى بيت المقدس در هنگام نماز با واجب شدن روكردن به سوى مسجد الحرام . ( بقره / 144 ) برائت اصلى : باقى ماندن بر عدم حكم تا اين‌كه دليلى بر آن دلالت كند . چون اصل برائت ذمه از لزوم حكم است و يا استصحاب حكم عقل در عدم احكام است . هيچ‌كس را نمىتوان مجازات كرد ، مگر اين‌كه در دادگاه صالح محكوم شده باشد . براعت إستهلال : استهلال اولين صداى نوزاد است ، سپس براى آغاز هرچيزى به كار مىرود . براعت استهلال به حسب معناى لغوى تفوق است و در اصطلاح مناسب بودن آغاز هركارى با مقصود و هدف است . مصنف در آغاز تأليف قبل از شروع در مسائل ، با عبارتى كه دلالت بر ترتيب اجمالى آنها مىكند ، اشاره مىكند و مؤلفان در ديباچه‌ى كتاب‌هايشان معمولا با براعت استهلال آغاز مىكنند . برهان : هر قضيه يا قضايايى كه بر حقيقت چيزى دلالت مىكنند . در اصطلاح قياسى است كه از مقدمات يقينى تأليف شده است ، چه ابتدايى باشد و آن ضرورى است يا با واسطه باشد و آن نظرى است و بر دو قسم تقسيم مىشود : برهان علت و برهان دلالت . برهان ، حجت ، علامت ، دلالت ، دليل ، دال ، بينه ، بيان و آيه در عرف علما همگى داراى معناى نزديك به‌هم هستند . مقدمات يقينى دو قسم است : ضرورى و نظرى . مقدمات ضرورى شش قسم است : اوليات ، مشاهدات ، وجدانيات ، تجربيات ، حدسيات و متواترات . اوليات قضايايى هستند كه ذهن به محض تصور طرفين بدون توقف بر ديگرى حكم مىكند . چه تصور مذكور بديهى باشد ، مانند الكل أعظم من الجزء و يا حكم بر واسطه‌اى متوقف است كه از ذهن پنهان نيست ، مانند ألاربعة زوج .